دوره 4، شماره 14 - ( فصلنامه نقد کودک و نوجوان 1396 )                   جلد 4 شماره 14 صفحات 247-262 | برگشت به فهرست نسخه ها

XML Print


چکیده:   (171 مشاهده)
ادبیات اقلیمی یا روستایی را می­توان یکی از جنبه­های نوین و مهم داستان‌نویسی ایران به‌حساب آورد که پس از دهه­­های چهل و پنجاه شمسی و درپی اصلاحات ارضی به ژستی روشنفکرانه مبدل شد. در ادبیات اقلیمی، زندگی مردمان روستایی بسته به شرایط جغرافیایی به‌تصویر کشیده می­شود، رئالیسم و ناتورالیسم درهم تنیده می­شود و ماحصل آن آشنایی خواننده با بطن پنهان زندگی روستایی در اقلیم­های متفاوت است. در ادبیات اقلیمی باب‌شدۀ پس از دهۀ پنجاه اغلب نویسندگان این نوع ادبیات، خود زادۀ روستا نبودند و درپی سفرهای کوتاه‌مدت به روستاها این نوع ادبیات را پایه­گذاری کردند. محمدرضا بایرامی که خود زادۀ آذربایجان و دامنۀ سبلان سرافراز است در سه­گانۀ زیبای سبلان به‌روشنی به اقلیم آذربایجان، آداب و رسوم، عناصر و ویژگی­های محلی این منطقه پرداخته‌است. این مقاله بر آن است تا نشان دهد سه­گانۀ سبلان محمدرضا بایرامی در ژانر و قالب ادبیات اقلیمی و روستایی با ویژگی­های آن می­گنجد و می­تواند به‌عنوان نمونۀ آشکار از این نوع ادبیات مورد تحقیق و بهره­برداری قرار گیرد.
متن کامل [PDF 783 kb]   (1 دریافت)    
نوع مطالعه: كاربردي | موضوع مقاله: تخصصي
دریافت: ۱۳۹۶/۸/۱۰ | پذیرش: ۱۳۹۶/۸/۱۰ | انتشار: ۱۳۹۶/۸/۱۰